|
پژوهشی پیرامون مشارکت اجتماعی زنان درایران |
طرح مسائل مربوط به زنان و مشارکت اجتماعي در دهه ها و سده هاي اخير مباحث زيادي را درعرصه هاي گوناگون علوم اجتماعي وانساني به دنبال داشته است يکي از اين مباحث مشارکت اجتماعي زنان است که دستمايه بسياري ازمطالعات ، تاليفات و تحقيقات قرار گرفته است پس از انقلاب اسلامي و توجه نخبگان و بزرگان به حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي، اين بحث همواره با فراز و نشيب هايي مطرح بوده و به اشکال مختلف تجلي کرده است . در سال هاي اخير و پس از پيدايش پست مشارکت، امور زنان در نهادها و سازمانه هاي مختلفي اين گونه مباحث در نظر و عمل روند چشمگيري يافته است و با در نظرگرفتن به ابعاد اخلاقي ،انساني ، حقوقي و اجتماعي اين مساله شکل گسترده تري پيدا مي کند همان طور که مي دانيم در جامعه شناسي به طور اعم يک رفتار در زمينه اجتماعي تحليل و بررسي مي شود رفتارهاي گروهي ،صنفي و هويت يابي ازمباحثي است که ازابتداي تاريخ وجود داشته است همواره گروههاي بودند که براي احقاق حق خود و اثبات هويت خاص خود بپا خواسته اند، در اين ميان نيمي از جامعه زنان تا سال هاي سال از حقوق اجتماعي مانند نمايندگي مجلس، حق راي، کسب مشاغل بالا ،حق عضويت در انجمن و غيره محروم بودند این محدوديت را قوانين نوشته و نانوشته اجتماعي به آنها تحميل مي کرد. به هر حال پس از مبارزات طولاني وضعيت زنان به شکل امروز درآمد البته با وضعيت مطلوب فاصله بسيار دارد يافتن عواملي که موجب مشارکت بيشتر زنان بطور خودجوش مي گردد مباحث پيچيده اي است در زمينه مشارکت اجتماعي زنان تحقيقات و مطالعات کمتري صورت گرفته است که آن هم در حد نظري و در چگونگي ابعاد مختلف آن محدود مانده اند و در مجموع اين مطالب انگيزه موضوع پايان نامه فعلي است بيان مسئله پديده مشاركت اجتماعي يكي از مهمترين ابعاد توسعه اجتماعي فرهنگي و اقتصادي در جامعه رو به رشد ايران است و برخي از مشكلات ساختاري و عملكردي برنامه هاي توسعه ناشي از نارسايي هاي است كه در اين حوضه داريم آن چه در اين ميان بر مسائل موجود مي افزايد اين است كه نه مفهوم مشاركت و ابعادآن موضوع يك بررسي جدي قرار گرفته است بر اين اساس در طرح بررسي آگاهي ها نگرش ها و رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي تصميم گرفته شد كه اين موضوع به عنوان يكي از بخش هاي اصلي طرح مورد توجه قرار گيرد و با توجه به عوامل متعددي كه بامظاهر گوناگون مشاركت اجتماعي در رابطه است با استفاده از تنوع متغير هاي دردسترس در طرح مذبور اين موضوع به گونه اي كامل تر مورد شناخت قرار گيرد و راه را براي بررسي تحليلي دقيق موضوع همواره نمايد با توجه به اهميت اين موضوع اين امر در جامعه ما و نيز توجه بيش از بيش دنيا در نيمه دوم قرن بيستم سازمان ها و گروهاي غير دولتي روابط و همكاري پاسخگويان ازچند زاويه روابط گروهي در درون خانواده وصور مختلف عضويت همكاري يا مشاركت آنان با انجمن ها وگروهها و سازمان هاي ورزشي علمي و فرهنگي خانه ومدرسه اتحاديه صنفي انجمن اسلامي و جهاد دانشگاهي از ديدگاه وجود يا عدم همكاري و مشاركت و صرف نظر از نوع و ماهيت آن به منظور اجتناب از ورود در جزئيات و فقط بيان وضعيت مورد بررسي قرار گرفت اهميت و ضرورت تحقيق يکي از شاخص هاي مهم براي سنجش توسعه هر کشور وضعيت زنان و نوع مشارکت آنان است ، زيرا توسعه تنها در ارتباط با توليد ناخالص ملي و سطح درآمد سرانه سنجيده نمي شود و شامل بلوغ سياسي و اجتماعي نيز هست از آنجا که بلوغ سياسي و اجتماعي را مي توان از نحوه برخورد و رفتار جامعه با زنان آن تعيين نمود. بنابراين حضور فعال و مشارکت موثر زنان از ديرباز حائز اهميت بوده است باتوجه به اين نکته مهم که نيمي از جمعيت را زنان تشکيل مي دهند و زنان در رديف بزگترين ذخائري هستند که هنوز از توان بالقوه ایشان استفاده بهينه به عمل نيامده است و در آستانه هزاره جديد فراهم کردن زمينه هاي تازه براي مشارکت بيشتر زنان و بهره گيري جدي تر از قدرت، تفکر، ابداع و خلاقيت بايد در سر فصل برنامه هاي مديريت و برنامه ريزي قرار گيرد مرد و زن هر دو در جامعه کار مي کنند ولي کار آنها از بسياري جهات نظير کل ساعات کار، نوع کار، ميزان پرداخت ، مشارکت و متفاوت است، در بسیاری از اين موارد زنان بطور عمده نقش فعال تري نسبت به مردان دارند، در سال هاي اخير شاهد فعاليت هاي جدي تر زنان در فعاليت هاي اقتصادي و کسب و کار همراه با روند تکاملي اشتغال هستيم. در اين باره مي توان انگيزه هاي گوناگوني را براي اشتغال زنان برشمرد ازانگيزه هاي اقتصادي باهدف بهبودوضعيت خانواده گرفته تا انگيزه هاي رواني نظير حفظ استقلال فردي ،احساس امنيت ،گسترش روابط اجتماعي به عبارت ديگر در سال هاي اخير با تغييرات اقتصادي، اجتماعي ،سياسي و فرهنگي در سطح کشور گرايش و ورود زنان به بازار کار تغيير يافته است بنابر اين انتظار مي رود با ادامه اين روند در آينده ميزان ورود زنان به بازار کار و افزايش مشارکت زنان در عرصه هاي مختلف خصوصا در عرصه اجتماعی افزايش يافته و تفاوت هاي ميان زنان و مردان در اين حوزه به نحو متناسبي تغيير يابد اما موانع و محدوديت فرهنگي، اجتماعي و عرفي موجود، عدم توانايي اقتصاد کشور برای ایجاد فرصت هايي شغلي کافي و مناسب براي زنان ،تفاوت هاي قابل توجه حقوق و مزاياي زنان نسبت به مردان انگيزه آنان را براي کار بيرون از منزل کاهش مي دهد در بسياري از مجامع چاره جويي جهت بيکاري مردان نسبت به زنان در اولويت قرار دارد ،زيرا تصور مي رود که مردان مسئول تامين معيشت خانواده مي باشد. در حاليکه ايجاد بسترهاي مناسب جهت افزايش ميزان مشارکت زنان به معنای کاهش مشارکت مردان نيست زيرا هدف هر جامعه حداکثر کردن رفاه اجتماعي با در نظر گرفتن حقوق نسل هاي آينده مي باشد بنابر اين آن چه که در کشورهاي ديگر ثابت شده است اين است که افزايش مشارکت زنان رفاه اجتماعي را بالا خواهد برد زيرا مشارکت زنان در بازار کار افزايش توليد، درآمد سرانه، بهبود توزيع درآمد و کاهش نرخ باروري شده و رفاه اجتماعي کل جامعه را افزايش مي دهد اهداف تحقيق هدف کلي تحقيق بررسي ميزان مشارکت اجتماعي مراقبين تاميني و تربيتي زنان زندان بانهاي استان تهران و عوامل موثر بر آن در سال 1385 زنان است. اين تحقيق با استفاده از يافته هاي پژوهشي ميداني با هدف درک ويژگي ها، اصول و اهداف مشارکت اجتماعي زنان ايران را مورد کندوکاو قرار داده است فراهم شدن امکان فعاليت هاي گسترده مشارکت در ابعاد سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين امکان را به وجود مي آورد تا دامنه فعاليت هاي جامعه گسترده تر شود كشورما امروز دچار بحرانهاي اقتصادي فرهنگي و سياسي است كه نياز به مشاركت همه جانبه دارد.هدف از اين پروژه ايجاد زمينه براي افزايش مشاركت زنان و تعين شناخت موانع و مشكلات در زمينه مشاركت ارائه و پيشنهاد ها و بررسي ميزان ارتباط توسعه اجتماعي و مشاركت زنان مي باشد سوال اصلي و آغازين هر يک از تحقيقات موجود که انجام شده داراي يک سوال بوده که اين سوال ناشي از ناآرامي ذهن محقق در مورد آن سوال بوده و لذا چون نمي توان يک علت را در مورد آن پرسش دخيل دانست، لذا يک سوال مهم وجود دارد پژوهش حاضر در صدد است به ميزان مشاركت اجتماعي زنان مراقب زندان های استان تهران بپردازد به اين منظور از ديدگاهاي جامعه شناسي مشاركت همچنين زنان بهره گيري نموده است اين پژوهش عملياتي است از دو روش كتابخانه اي در بخش ديدگاها و نظريه و روش پيمايشي و با استفاده از پرسشنامه محقق بهره برده است سوال فرعي 1- آيا بين كاركرد رسانه و ميزان مشارکت اجتماعي زنان رابطه وجود دارد؟ 2- آيا بين اشتغال و ميزان مشارکت اجتماعي رابطه وجود دارد؟ 3- آيا بين ميزان تحصيلات و ميزان مشارکت اجتماعي زنان رابطه وجود دارد؟ 4- آيا بين ميزان سن و مشارکت اجتماعي زنان رابطه وجود دارد؟ 5- آيا بين ويژگي خانوادگي و ميزان مشارکت اجتماعي زنان رابطه وجود دارد؟ 6- آيا بين نابرابري جنسيتي و ميزان مشارکت اجتماعي زنان رابطه وجود دارد؟ 7- آيا بين اوقات فراغت زنان و مشارکت اجتماعي آنها رابطه وجود دارد؟ 8- آيا بين گرايشات فردي ومشاركت اجتماعي زنان ارتباط وجود دارد؟ 9- -میزان مشارکت اجتماعی زنان مراقب تامینی وتربیتی زندانهای استان تهران چقدر است؟ تعاريف مشارکت از نوعي رابطه همکاري1 به بنيادي اساسي براي برنامه هاي توسعه و از عملي صرفا منفعلانه و خودبه خودي تا کنشي فعال و آگاهانه تغيير کرده است و به علاوه در تعاريف جديد واحد تحليل مشارکت خود و عمل ارادي آگاهانه و مسالمت آميز خود در جهت تاثيرگذاري بر نظام است اين مسئله را مي توان چنين تحليل کرد که در واقع بنياد نظري مشارکت از نوع جديد پذيرش اصل برابري مردم است و از آن جا که در جامعه مدني تفاوتي ميان مرد و زن وجود ندارد و جزء لاينفک سخن از جامعه مدني مشارکت و حضور زنان در اجتماع است امروزه مشاركت به عنوان ابزاري براي اتصالي افراد به فرايند هاي اجتماعي اقتصادي فرهنگي و سياسي قلمداد ميشود كه حيات ان را مستقيما تحت تاثير قرار ميدهد مشاركت كنش اگاهانه فرد در موقعيت هاي گروهي و در عرصه هاي مختلف اجتماعي است اين تعامل اساسا يك نياز انساني است كه علاوه بر برانگيختن مجموعه از صفات ذاتي انساني آدمي را صاحب حق ميكند به مسئوليتي دهد اورا وظيفه مند ميكند و در كار وفعاليت درگير ميكند بهاين ترتيب مشاركت به عنوان يك نياز حقي است كه همه افراد دور از هر گونه تبعيض محق اند اين نيازخودراعرصه هاي مختلف حيات اجتماعي به نحوي شايسته برآوردسازد.)منوچهرمحسنی ص 12) coopration 1- مفهوم مشارکت اجتماعي مشارکت(Participation ) به معني به کار گرفتن منابع شخصي به منظور سهيم شدن در يک اقدام جمعي است بنابر اين در اين مفهوم ارزشيابي اقدام صرفا به مفهوم رابطه برقرار کردن ميان نتايج وهدفها (کارايي) يا نتايج و تلاش ها (موثر بودن) نيست بلکه رابطه ميان تلاش (امکانات) است، در بسياري از حوزه ها ضابطه نهايي مسلما موفقيت است هر چند که معمولا بر تلاش هايي که صورت مي گيرد نيز ارج گذاشته مي شود در بسياري از تئوري ها مشارکت اجتماعي معمولا دو فرضيه اصلي مطرح است يکي از آنها هر قدر انگيزه عضو قوي تر باشد مشارکت بيشتر است و دوم اينکه هر قدر مشارکت بيشتر باشد،امکان دستيابي به نتايج رضايت بخش بيشتر است در اين ميان برخي ديگر از تئوري ها متکي بر اين ديدگاه هستند که مشارکت قوي باید همراه با اقدام موثر نيز باشد بنابراين آن چه که مشارکت را تحقق مي بخشد گذر از حالت بالقوه بالفعل است صرف نظر از موفقيتي که حاصل مي شود اوکلي که گرايش خاص به ابعاد کاربردي مفهوم مشارکت دارداو معتقد است که مشارکت عبارت است از: حساس سازي مردم و در نهايت افزايش پذيرش و توانايي آنان براي پاسخگويي به برنامه هاي توسعه از طريق درگير کردن آنان با تصميم گيري اجراوارزشيابي برنامه هابراساس تلاش هاي سازمان يافته مشارکت اجتماعي ريشه در ساخت و روابط گروهي در سطح محلي و ملي دارد و در نهايت مبتني بر يک فرايند است فرايندي که طي آن اطمينان و همبستگي ميان مردم برقرار مي شود پديده مشارکت که در مسيري از طريق فرد به جمع کشيده مي شود و به شيوه هاي گوناگون مورد سنجش قرار مي گيرد شيوه هايي که گاهي ساده وگاهي بسيار دشوار است ،در بررسي ها معمولا تلاش بر اين بوده که مشارکت اجتماعي رااز منظر همکاري با سازمان هاي غيردولتي و به ويژه انجمن ها يا گروه بندي هاي مشابه مورد مطالعه قرار دهند چرا که اين نوع موسسات از مظاهر بارز فعاليت هاي غيرالزامي داوطلبانه وبه طور کلي غيرسودجويانه تلقي شده است( محسني ، 12 ) انواع و سطوح مشارکت گستردگی وعمق مفهوم مشارکت از جهات و جنبه های مختلف دسته بندی و تعیین انواع آن را ناگزیر می سازدو با این حال باید توجه داشت که نوع مشارکت ،حیطه مشارکت و عمق و دامنه آن در واقع متغیر های وابسته اند و متغیر های مستقل را باید در درون فرایند شکل بندی تاریخی جامعه ،سطح تکامل فرایند تولید ، تکامل ذهنی و فرهنگی جامعه ،شکل بندی ارزشی و...جستجو شوند(پیران ، 27-28 ، 1376) باید در نظر داشت که مفهوم مشارکت در طول تاریخ از بستر وزمینه های مختلف سیاسی –اجتماعی به شدت تاثیر پذیرفته و از انواع ساده تر و یا جزئی تر به گونه هایی خاص تر و با عنایتی پیچیده تر متحول گشته است دکتر پیران تحولات این مفهوم را چنین بر شمرده است : الف)مشارکت اجتماعی اولیه(رسمی) که به عنوان گفتگو با مردم مشهور است و برای قرن ها از سوی رهبران مذاهب و طرفداران انواع ایدئولوزی ها برای جلب سایرین بکار رفته است و در برگیرنده تمامی مشارکت های افراد در جهت اعمال مناسک مربوط است چنین مشارکت های را مشارکت های آیینی می توان نام نهاد ب)مشارکت اجتماعی رفتار گرایانه یا مشرط به نوعی از مشارکت های اجتماعی اطلاق می شود که در پی بسیج اجتماعی از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی و کاربرد رسانه های آموزشی و ساز و کارهای فرهنگی برای جلب همگان به مشارکت است . همین شیوه برای آموزش رهبران کشورهای استعمار زده بکار رفته است ج)مشارکت اجتماعی انسجام گرا در شکل اتحادیه ها و انجمن ها تحقق می یابد و بر پایه ادغام اجتماعی ،فرهنگی و اجتماعی شدن مشارکت جویانه سیر می کند د)مشارکت اجتماعی برای توسعه،مشارکت را فرایندی اجتماعی ، جهانی ،تام و تمام ، چند بعدی چند فرهنگی تلقی و افراد را برای توسعه ملی به مشارکت می خواند ( پیران .1376) هدف مشارکت به لحاظ غایت و هدف مشارکت دونوع رهیافت کلی وجود دارد در یک سنت کلی نظری مشارکت در سازمان های اجتماعی یا سیاسی صزفا وسیله ای برای تحقق اهداف دیگر (معمولا علایق فردی ) در نظر گرفته می شود به این معنی که هدف اصلی دستیابی به فایده های اقتصادی یاکسب منزلت بالا تر اجتماعی –اقتصادی با قدرت (در معنایی ابزار گرایانه ) است سنت فکری دوم،در بر گیرنده نظریه هایی است که به اصالت عمل اجتماعی1 و تقدم امر سیاسی اعتقاد دارند در این نظریه ها مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی فی نفسه هدف محسوب می شود و از طریق آن توانایی ها وخلاقیت های انسان به عنوان موجودی عقلانی و ارتباط جو فعلیت می یابد در این نظریه ها مشارکت در سیاست ودر فعالیت سازمان های اجتماعی وظیفه شهروند فعال است ونه صرفا وسیله ای برای تامین نیازها و منافع شخصی یا کسب فایده فعالیت اجتماعی وسیاسی فی نفسه فضیلت است و متمایز کننده حیات انسان از سایر اشکال حیات. (رضایی 1375: 22-23) نظريات جامعه شناسان در باب مشارکت اجتماعي نظريه کنش اجتماعي و فرهنگ مشارکت پارسونز مفهوم مشارکت به طور مبسوطي در نظريه کنش اجتماعي پارسونز مورد تحقيق و بحث قرار گرفته است براساس نظريه کنش اجتماعي شخصيت محصول دروني شدن موقعيت هاي داراي نقش و پايگاه است. از آن جا که فرد در جامعه نقش هاي مختلفي را در موقعيت هاي متفاوت داراست از جمله فرد شاغل در يک سازمان اداري داراي موقعيتي سازمان است و هر نقشي يا موقعيت سازمان داراي شبکه اي از هنجارها و بايد و نبايدهاست هنجارهاي مذکور نيز در جريان جامعه پذيري به تدريج در افراد دروني مي شود و در آنها پايبندي به وظايف شان به وجود مي آورد
praxis 1 بر اين اساس مي توان فرهنگ مشارکت را در ميزان پايبندي افراد به اعضا به رعايت هنجارهاي نقش خود تعريف کرد پارسونز در نظريه ساخت کنش اجتماعي معتقد است به همواره و همزمان تحت تاثير چهار نظام است. ارگانيسم نظام شخصيتي، نظام اجتماعي و نظام فرهنگي براساس رابطه،اطلاعات بين نام ها هر نظام بر نظام پايين تر اثر مي گذارد پارسونز معتقداست: کنش اجتماعي در قالب هنجارها وارزش اجتماعي سازمان مي يابد و هنجارهاي اجتماعي کنش فرد را در جهت همنوايي نظام ارزش هاي اجتماعي سوق مي دهد پارسونز کنش اجتماعي را ناشي از موقعيت و نقش اجتماعي خود دانسته براساس آن به تحليل مي پردازد از نظر پارسونز ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي هستند كه در عمل شرايط ساختي كنش اجتماعي را تشكيل ميدهند و به عبارت ديگر كنش هاي افراد جامعه تحت تاثير ارزشهاي فرهنگي موجود در ان جامعه است از نظر پارسونز الگوهاي جهت گيري ارزشي كه به وسيله كنشگر در زمان اجتماعي شدن به دست مي آيد تااندازه هاي زيادي نتيجه كاركرد ساختار بنيادي وارزشهاي مسلط نظام اجتماعي است از نظر پارسونز ارزشهاي اجتماعي در همه حال از خارج بر افراد تحميل نمي شود بلكه در مناسبات مقابلشان با جامعه ايجاد مي شود در حقيقت متغير الگويي فرايند كنش اجتماعي افراد را نسبت به موقعيت خود بيان ميكند و شرايط ساختي كنش اجتماعي است كه باعث مي شود فعاليت هاي اجتماعي به وجود آيد ( نظريه هاي جامعه شناسي توسلي ص 191) نظریه و مدل نظری لیپیست اغلب مطالعاتی که تا کنون در خصوص تنظیم مدل های مشارکت صورت گرفته است در حد بررسی هر یک از این مقوله های نیروهای اجتماعی ،تفاوتهای شخصیتی ومحیط های اجتماعی ویا متغیر های جزئی تر آنها بوده و در نهایت فهرستی از موضوعات ومتغیر هایی که به نوعی با مشارکت همبستگی هایی داشته اند مطرح شده است سی مور مارتین لیپیست و روبرت دال تلاش کرده اند تا مدلی کلی را با کاربرد تعدادی از این متغیرهای روانشناختی اجتماعی –اقتصادی ارائه دهند مدل لیپیست که به طور عمده بر متغیر های اجتماعی تاکید دارد و آشکارا جامعه شناختی است بر آن است که پدیده مشارکت اقشار و گروهای مختلف در انتخابات را بر اساس چندین عامل کلی اجتماعی تبیین نماید در آن مورد می توان به نظریات دال نیز اشاره نمود که مدل دال که مبتنی بررویکرد روان شناسی رفتار گرایانه است با بررسی تمایل افراد به مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی عواملی را که نهایتاً منجر به تصمیم فرد برای مشارکت و یا عدم مشارکت می گردد مورد توجه قرار داده است رابرت دال بیشتر به دنبال توضیح عمومیت عدم گرایش به مشارکت است. علیرغم اینکه وجه غالب رویکرد های لیپیست و دال یکی جامعه شناختی و دیگری روان شناختی است در این جا به دلیل اینکه نمی توان به بحث و بسط هر دو نظریه پرداخت ما مدل لیپیست را مورد توجه قرار می دهیم سی مور مارتین لیپیست جامعه شناس معاصر از واقعیت گرایان کارکردگرااست که چون دیگر اصحاب حوزه واقعیت اجتماعی معتقد است که افراد در بطن نیروهای اجتماعی قرار دارند و رفتارشان متاثر از این نیروهایو عوامل است. بعضی از عوامل که محیط اجتماعی فرد را می سازند عبارتنداز: تعلیم و تربیت، شغل، درآمد، سن، جنس، محل اقامت و از این عوامل را با مشارکت تحلیل و بررسی نماید مدل لیپیست با کاربرد متغیرهای اجتماعی و با تاکید بر اهمیت مدل جامعه شناسی، دلایلی را درباره قدرت تحلیل جامعه شناختی بر می شمارد و نیاز به ارزش تحلیل های مقایسه ای را گوشزد می کند. مدل لیپیست بر اساس اطلاعات موجود در دموکراسی غربی و در ارتباط با ساختار سیاسی –اجتماعی آنها تنظیم شده،ولی به نظر می رسد عوامل اجتماعی به کار گرفته شده در این مدل، می تواند در سایر جوامع نیز به کار برده است از نظر تاثیر متغیرهای در نظر گرفته در این مدل وضیعت متفاوتی را از خودشان دهند لیپیست در دو سطح توصیف تبیین،مدل نسبتاً جامعی را از عوامل اجتماعی موثر، مشارکت ارائه داده و بر اساس یافته های پژوهشی در کشورهای مختلف نتیجه گیری می کند که مردان بیش از زنان رفتار مشارکتی در (انتخابات) دارند هچنین افراد بیشتر آموزش دیده بیش از کمتر آموزش دیده ها،شهرنشینان بیش از روستائیان میان سالان (55-35) بیش از جوانان و پیران ،متاهلین بیش از مجردین ،افراد دارای منزلت بالا بیش از افراد با منزلت پایین واعضای سازمان ها بیش از غیر عضو ها در انتخابات شرکت می کنند. .به طور کلی در بین کسانیکه تعلیم وتربیت بهتری یافته اند،برخی ازگروههای شغلی ودرآمدی بالا ، سنین متوسط ،گروهای مذهبی مسلط به مردان در مقابل زنان ،شهرنشینان ،اعضای انجمن ها و موسسات اداری تمایل به مشارکت گرایش به فزونی دارد بنابه مطالعات لیپیست گروههای درآمدی بالا اغلب ،نه تنها تحصیلات بیشتر و دیدگاهی وسیع دارند بلکه فعالیت های شغلی آنها به گسترش اطلاعاتشان تداوم می بخشد در حالی که کارمندان وصاحبان شاغل یدی فرصت ناچیزی برای کسب اطلاعات و دیدگاهی وسیع در اختیار دارند از این نظر زنان خانه دار نیز که شبکه ارتباطات اجتماعی محدود خود دسترسی بر اطلاعات کمتری دارند دروضع نامساعدی قرار می گیرند ، که می تواند میزان پایین مشارکت زنان را تا حدی توضیع دهد (لیپیست 1968 :198) به طور کلی اعضای مشاغلی که در بسیاری از نقشها و فعالیت های خود ملزم به کنش های متقابل درون گروهی زیادی هستند بالقوه آگاه تر هستند وبیشتر در سازمان های مرتبط با مسائل شغلی خود مثل اتحادیه ها مشارکت می کنند کنش متقابل زیاد با کسانی که دارای نیازها و زمینه های یکسانی هستند آگاهی نسبت به مسائل خاص را بر می انگیزد و مشارکت را سامان می دهد ،در همین راستا عضویت در موسسات اداری غیر سیاسی می تواند پیامد های سیاسی مهمی داشته باشد بر اساس یافته های پژوهشی کسانی که به موسسات مختلفی مثل باشگاهای ورزشی و سایر سازمان های اجتماعی تعلق دارند بیشتر از سایر اقشار به تمایل به مشارکت سیاسی دارند زیرا اعضاء این انجمن ها و باشگاهها از طریق ارتباط و تماس هایی که با رهبران و سایر اعضای گروه دارند بیشتر در معرض اطلاعات قرار می گیرند و در نتیجه حساسیتشان افزایش یافته و رفتار مشارکتی بیشتری از آنان سر می زند. بدین ترتیب فعالیت های خاصی شغلی نه تنها بر مشارکت افراد در شبکه ارتباطی سازمان یافته جامعه و از این طریق بر آگاهی او نسبت به موضوعات سیاسی تاثیر دارند بلکه بر توانایی فرد برای در گیر شدن در فعالیت های اجتماعی -سیاسی هم موثرند فعالیت های اوقات فراغت نیز بر رشد آگاهی سیاسی- اجتماعی موثرند. در برخی از مشاغل هم اوقات فراغت واقعی وهم اوقات فراغت روانی که فرد از نگرانی ها آزاد باشد و بتواند به مسائل غیر شخصی بپردازد بسیار کم است بعضی از مشاغل نیز تحرک فکری و ذهنی اندکی رادر طول کار موجب می شوند کارگران یدی و دفتری که برای گذران زندگی می بایست ساعات متمادی کار کنند نمی توانند مانند کسانی که ساعات کار قابل انعطاف و مطمئنی دارند (مثل کارمندان اتحادیه )در جریان اطلاعات قرار گرفته و مشارکت فعال داشته باشند . مشارکت ناچیز دهقانان بسیار فقیر را ممکن است تا حدودی ناشی از تنازع بقاءدانست که هیچ انرژی برای پرداختن به فعالیت گروهی در زمینه های اجتماعی و سیاسی باقی نمی گذارد زنان خانه داری که دارای فرزندان زیادی هستند نیز وقت و فراغت کمتری برای پرداختن به فعالیت های جمعی (سیاسی) دارندو می توان انتظار داشت که به موازات کاهش وظایف خانه داری زنان و کوچک شدن بعد خانوار نقش اجتماعی و سیاسی آنها را در همه جوامع کمتر از مردان است افزایش یابد. (لیپیست 1960- 199 - 12) فشار گروهی: به نظر لیپیست (1968- 200-72) افراد جامعه ممکن است تحت تائیر هنجارهای غالب جامعه فشارهای اجتماعی وادار به مشارکت اجتماعی و سیاسی و رأی دادن شوند در این میان طبقه اجتماعی و اقتصادی که فرد به آن تعلق دارد تعیین کننده است تقریباً همه مطالعات رفتار اجتماعی گویای آن است که همنوایی با هنجارها با منزلت اجتماعی رابطه دارد به طور کلی طبقه متوسط به همنوایی با ارزشهای غالب جامعه، گرایش بیشتری از خود نشان می دهد علاوه بر هنجارهای اجتماعی که مشارکت و رأی دادن را به عنوان شهروند خوبی بودن ارزیابی می کنند بسیاری از گروهای فشار وجود دارند که از اعضایشان می خواهند تا برای مصالح گروه رأی بدهند از این رو میزان شرکت در انتخابات در نواحی کارگری اروپا احتمالاً تا حدود زیادی به وجود چنین گروهایی بستگی دارد در حالی که شرکت ناچیز کارگران امریکایی در انتخابات ممکن است انعکاسی از این واقعیت باشد که آنها نهادهای طبقاتی منسجم و هنجارهای سیاسی خود را توسعه نداده اند. میزان فشار همنوایی به تماس هایی که فرد با گروهای اجتماعی مسلط دارد بستگی دارد به عنوان مثال تازه واردین در یک اجتماع کمتر از کسانی که زمان طولانی ساکن آن جا بوده اند در امور جامعه مشارکت می کنند در بعضی از موارد فشارهای گروهی مستقیماً علیه رفتار مشارکتی است میزان پایین رأی زنان که در همه جوامع به چشم می خورد تا حدودی ناشی از باورهای سنتی در مورد جایگاه زنان و هنجارهای غالب بر علیه مشارکت اجتماعی – سیاسی آنها می باشد فشار متقاطع: فشارهای زیادی که بر افراد یا گروهها در جهات متضادی وارد می شود به احتمال زیاد باعث می شود افراد با از دست دادن علاقه از فعالیت های گروهی و حضور در صحنه های اجتماعی –سیاسی کناره گیری کنندواز هر گونه تعارض واقعی بپذیرند بر اساس مطالعات موجود با افزایش فشارهای متقاطع میزان علاقه به مشارکت کاهش یکنواختی را نشان می دهد فرضیه فشارهای متقاطع می تواند به توضیح بعضی از تفاوتهای رفتاری گروهای مختلف کمک کند به طور مثال کارگران بدلیل پایگاه طبقاتی ومحرومیت اقتصادی-اجتماعی کمتر ار اعضاء طبقه متوسط وبالا رفتار مشارکتی دارند یا نواحی متجانس درون شهرها-چه نواحی کارگری وچه نواحی طبقه متوسط، به راحتی می توان این پدیده ها را با متغیر فشارهای متقاطع توضیح داد انتظار می رود تحرک مکانی،اجتماعی ویا شغلی هم بایستی درگیر شدن در سیاست و مشارکت را کاهش دهد زیرا انواع تحرک فرد را در معرض فشارهای متقاطع قرار می دهد در تحرک اجتماعی فشار متقاطع بیش از تحرک مکانی است زیرا فرد هم تعلقی به ارزشها و هنجارهای قبلی اش دارد وهم زیر فشار ارزشها و هنجارهای جدید استمشارکت سیاسی کمتر جوانان و مجردین در مقایسه با سنین متوسط و بالا و متاهلین را نیز می توان با توسل به فرضیه فشارهای متقاطع تا حدودی توضیح داد گروه دوم به اقتضای سن و تثبیت شرایط خانوادگی تحرک کمتری و موقعیت تثبیت یافته تری دارند و کمتر در معرض فشار متقاطع هستند بدین ترتیب در مدل لیپیست متغیرهاییکه به توضیح رفتار مشارکتی (غالباً سیاسی) کمک می کنند عمدتاً اجتماعی است میزان تعلیم و تربیت گروههای شغلی به منزلت اجتماعی،اقتصادی،تعلقات مذهبی عضویت در سایر گروهها و سازمانها دسترسی به اطلاعات وهمنوایی با هنجارها تحت تاثیر فشارهای گروهی از جمله مهمترین متغیرهای این مدل هستند که در زمینه های فرهنگی –اجتماعی وسیاسی متفاوت میزان همبستگی آنها با رفتار مشارکتی متفاوت بوده است گرچه لیپیست اطلاعات مختصرتری در رابطه با جنسیت در برخی از موارد گزارش نموده ولی تا چه اندازه این مدل می تواند در تبیین و تحلیل رفتار مشارکت اجتماعی زنان کاربرد داشته باشد ویزگی های اجتماعی-اقتصادی (شغلی، سن و...)زنان در این دسترسی آنها به اطلاعات فشار گروهی و در برخی موارد متقاطع تحت تاثیر ویژگی های خانوادگی) تا چه اندازه می توانند به توضیح کمیت و کیفیت رفتار مشارکتی زنان نماید؟
مدل نظری لیپیست
نظريه نوسازي فرهنگي و مشارکت اينگلهارت اينگلهارت با مطالعه نوسازي اجتماعي و فرهنگي در جامعه غرب افزايش مشارکت در آن جوامع را با سه عامل با ارتقاي سطح تحصيلات و آگاهي سياسي تغيير هنجارهاي حاکم بر مشارکت زمان و تغيير در اولويت هاي ارزشي که بر نيازهاي آني طبيعي تاکيد کمتري دارد و بر حق ابزار نظر تاکيد مي ورزد مرتبط دانسته است به نظر وي متغيرهاي تحصيلات رسمي، موقعيت هاي اجتماعي،اقتصادي،سطوح مهارت ،اطلاعات ،مهارت هاي ارتباطي، تجربه هاي شغلي، شبکه هاي سازماني تقليل تفاوت هاي جنسي در وظايف اجتماعي و سياسي بر افزايش مشارکت تاثير دارد.( ژاله شادي طلب 1374 ) نظريه ميسرا ميسرا مشارکت را فرايندي مي داند که باعث رشد توانايي هاي اساسي انسان از جمله شان و منزلت انساني و قدرت تصميم گيري و عمل آگاهانه افراد مي شود و به عقيده وي اگر مشارکت مبناي مردمي داشته باشد شخصيت متکي بر خود روحيه تعاون را در جامعه ايجاد مي کند و يک گروه منسجم وقتي با مشکلات مواجه مي شود آنها را بصورت جمعي از سر راه خود بر مي دارد همين اعتماد به نفس و غرور نسبت به توانايي هاي گروه در حرکت جمعي تاثير مي گذارد. به نظر میسرا مشارکت يک پديده چهار بعدي (صيانت نفش، درک نفس، قدرت تصميم گيري براي خود و تسلط نفس) است (نظریه های جامعه شناسی توسلی ) نظريه موريس هالبواکس مشارکت ابتدا پديده هاي اجتماعي است که نتايج و آثار سياسي و اجتماعي ديگري نيز در بردارد. مشارکت به عنوان يک پديده اجتماعي عبارت است از درگيري در ارزشهاي جامعه عضويت، هرگاه افراد در بطن ارزشها و هنجارهاي جامعه خود زندگي کنند در واقع در حيات اجتماعي مشارکت دارند راجع به جامعه وسيع، افراد مي توانند با شيوه هاي زندگي، رفتار واعتقادات و باورهاي اجتماعي فرهنگي را بپذيرند يا در مقابل آنها موضع گيري نمايند اجتماعي شدن به عنوان يک پديده اجتماعي، فرهنگي عبارت است از انتقال ارزشها و شيوه هاي عمل و انديشيدن به کودکان، جوانان و افراد غريبه اي که هنوز عضويت گروه را نپذيرفتند روندهاي اجتماعي شدن در واقع افزايش ميزان مشارکت افراد در حيات اجتماعي است هالبواکس، تعيين جايگاه طبقات اجتماعي در سلسله مراتب جامعه را در درجه اول به درجه مشارکت يا بهره مندي طبقه از فعاليت هاي اجتماعي عالي وابسته مي داند از نظر هالبواکس در هر جامعه کانوني وجود دارد که همه عناصر حيات اجتماعي در آن متمرکز استاين کانون يک سنخ فعاليت و از نظر ارزشي مرجع مي باشد که ميزان بهره مندي اعضاي مختلف از اين آرمان، جايگاه آنها را در سلسله مراتب اجتماعي تعيين مي کند بنابراين در هر جامعه يک ارزشيابي از مهم ترين نعمت يا نعمات (اعم از مادي و معنوي) وجود دارد و هر گروه يا طبقه اجتماعي در حد معيني نيازهاي مربوط به آن نعمت را ارضا مي کند ، از نظر هالبواکس اين آرمان يا عالي ترين معاني، چيزي جز صورت معيني از حيات اجتماعي نيست که در عين حال پربارترين حيات اجتماعي متصور است از نظر هالبواکس رفتارهاي گروههاي و طبقات انساني، متاثر از نيازهاي آنان از برخورداري و بهره مندي بيشتر از فعاليت هاي اجتماعي عالي يا مشارکت در حيات اجتماعي است عقیده عده ای از دانشمندان در باب زنان افلاطون معتقد است زن از مرد ضعيف تر است و خدا را شكر مي كند كه مرد آفريده شده است او مي گويد زنان از مردان به لحاظ نيروهاي روحي و دماغي ناتوان تراند او تفاوت زن و مرد را از نظر كمي اعتراف ميكند و تفاوت كيفي آنان را كه به لحاظ استعداد است رد مي كند ارسطو مي گويد وظايفي كه قانون خلقت به عهده هریک از آنها گذاشته و حقوقي كه براي هر یک ازآنهاخواسته درقسمت هاي زيادي با هم تفاوت دارد به نظر او فضايل اخلاقي زن و مرد نيز در بسياري از جهات متفاوت است خلق و خويي كه ميتواندبراي مرد فضيلت شمرده شود براي زن فضيلت نيست در حالي كه خلق و خوي ديگري كه براي زن فضيلت مي باشد براي مرد فضيلت شمرده نمي شود پروفسورريك معتقد است :دنياي مرد با دنياي زن به كلي فرق ميكند اگر زن نمي تواند مانند مرد فكر كند يا عمل نمايد به اين دليل است كه دنياي آنها با هم فرق مي كند در تورات آمده كه زن و مرد از يك گوشت به وجود آمده اند با وجود اين جسم هاي متفاوت دارند و از نظر تركيب با هم فرق ميكند و احساس اين دو موجود مثل هم نخواهد بود ژان ژاك روسو مي گويد: زن طبعا منفعل و هراس زده است و اين حالات در عمل براي وظايف طبيعي او مفيد است زن بودن كمك مرد و ارزشي كه مردان براي او قائل مي شوند قادر به انجام كارهاي خود نمي باشند. زنان در واقع براي ادامه زندگي خود وابسته به ترحم مرداننداز يك طرف زنان به عنوان شهروندان در حيات عمومي جامعه به حساب نمی آیند از سوي ديگر زنان براي ايفاي نقش طبيعي خود به اقتضاي طبيعتشان بايستي متكي به مردان باشند و به اين علت نمي توانند مستقل زندگي كنند راه عبور از خود به طبيعت تنها توسط مردان طي مي شوند و اين هنوز مردان هستند كه تحول خود براي رسيدن به طبيعت واقعي انسان را به عهده دارند (پیام زن 1374)
نگاهي به نقش زنان ايران در توسعه اجتماعي مهمترين سياست هاي اعمال شده درارتباط با توسعه اجتماعي زنان در قالب نظريات زير بوده است: 1- نظريه رفاه از قديمي ترين و متداول ترين سياست هاي توسعه اجتماعي در جهان سوم به ويژه درباره زنان بوده است. برنامه هاي رفاهي در ابتدا گروههاي آسيب پذير را هدف خود قرار داده و کمک هاي اقتصادي مادي توسط سازمان هاي خصوصي بين المللي و با کمک از زنان طبقه متوسط به صورت داوطلبانه و يا با اخذ دستمزد به زنان کم درآمد اعطا مي شده است این نظریه قدیمی ترین و هنوز هم متداول ترین چارچوب نظری در کشورهای جهان سوم است و بر مبنای سه پیش فرض بنا شده است: زنان عوامل در یافت کننده ( مفعول ) ، بدون شرکت فعالانه در فرایند توسعه و فقط گیرنده کمک ها به حساب می آیند. و نقش مادرانۀ زن مهم ترین نقشهای اجتماعی اوست . و به دنیا آوردن بچه و بزرگ کردن او موثرترین نقش زنان در همه اشکال توسعه است. این نظریه بر خانواده متمرکزاست ونقش زنان را به عنوان متولدکننده وبه عرصه رساننده کودک مدنظر دارد. روش اصلی در اجرای اصول این نظریه پرداخت کمک های نقدی ، کالاوخدمات مجانی وبه زنان تشخیص داده شده وزنان همچون معلولین ، بیماران و سالمندان به عنوان آسیب پذیر شناسایی شده اند. دراین چارچوب نظری اگر آموزشی در نظرگرفته شود ، محتوی آموزش ها متناسب با نقش زنان خانه دار به عنوان همسر ومادر تهیه وتنظیم می گردد. در نتیجه کمک رسانی به عنوان اولین و مهم ترین نقطه قوت این نظریه دربرنامه های رفاه خانواده و برای بقاء فیزیکی خانواده متجلی می شود. در مجموعه برنامه های رفاهی که در قالب این نظریه اجرا شده اند به کوشش های بین المللی برای مبارزه با سوء تغذیه در کشور های کم توسعه یافته می توان اشاره کرد .آموزش های تغذیه ای زنان یکی از انواع برنامه های رفاهی است همچنین برنامه های تنظیم خاخانواده که زنان را به عنوان مسئولین اولیه محدود گران تعداد افراد خانواده در نظر می گیرند، نمونه دیگری ازاین مجموعه است. عدم موفقیت این نظریه در بدست دادن نتایج مورد انتظار (مانند کاهش تعداد فرزندان که سبب توجه به موضوع سواد زنان و یا اشتغال آنها شده است. بدیل توجه صرف بر احتیاجات عملی جنسیتی ( تغذیه ، سر پناه و...) در رابطه با نقش بچه زایی و خانه داری ، امروز کاملاً آشکار شده است. زیرا برنامه های رفاهی زنان به عنوان (مسئله اصلی) نظر می گیرد و با توزیع کمک ها ( از سطوح تصمیم گیرنده ، بالا به پایین) عملاً منجر به وابستگی بیشتر زنها می شود . ولی واقعیت این است که این چارچوپ نظری هنوز بسیار مورد پسند و مقبول برنامه ریزان است زیرا نقش سنتی زنان را پذیرفته و اهمیت نیازهای استراتژیک جنسیتی ( برابری حقوق ، خذف تبعیض ها و...) را اصلاً مورد سوال قرار نمی دهد. ( یوتیسف1993). 2- نظريه برابري توجه اولیه نظریه برابری (عدالت) معطوف به عدم تساوی بین زن ومرد در حیطه زندگی فردی و اجتماعی است و طرفداران این نظریه بر این باور اند که ریشۀ زیر دست بودن زنان را نه تنها در چارچوب خانواده بلکه در روابط بین زن و مرد کار جستجو کرد. بنابراین طرفداران این نظریه اهمیت بسیار زیادی برای استقلال مالی زن که به گفتۀ آنان به برابری منجر می شود ، قائل می باشند. منطق اساسی در پشت این نظریه و کلی دانستن مفهوم( عدالت ) با توسعه تقسیم دوبارۀ منابع و منافع را با هدف افزایش سهم زنان از هر طبقه اجتماعی – اقتصادی را به یک ضرورت تبدیل می کند ، حتی اگر لازمه تحقیق این فرایند اتخاذ سیاست های مثبت تبعیض باشد زیرا تساوی بیشتر با رشد اقتصادی بیشتر همراه خواهد بود . اجرای اهداف سال جهانی زنان (1975) منعکس کننده نظریۀ برابری بود. شرکت کنندگان در اجلاس خواستار تغییر در نقش های سنتی زنان و مردان شدند و با بیانی صریح به افزایش مشارکت زنان و بهتر شدن مشارکت زنان در امر توسعه به عنوان اهداف برنامۀ خود پرداختند. براساس اين تئوري، زنان شرکت کنندگان فعال در فرايند توسعه اند و با ايفاي نقش هاي توليدي و پرورش نيروي انساني نقش بسيار مهم واغلب ناشناخته اي در اقتصاد کشور دارند اين نظريه با اين فرض که راهبردهاي اقتصادي اکثرا اثرات منفي بر امور زنان دارند کار خود را شروع و تصديق کرد که زنان بايد از طريق استخدام و معرفي به بازار کار وارد فرايند توسعه کرد موفقيت نظريه برابري در اين است که احتياجات استراتژيک زنان را از طريق قانوني برآورده مي سازد امروزه اين اعتقاد وجود دارد که جامعه پيش از آن از اخلاق و ويژگي مردان و شرايط محيطي متاثر باشد از شخصيت و آموزش هاي زنان تاثير مي پذيرد( ژاله شادي طلب 1374-ص 147.148)
تعاريف نظري مفاهيم اشتغال زنان يک پديده اجتماعي فراگير است که امروزه پرداختن به آن جزو ضروريات زندگي در دنياي مدرن است افراد به عنوان عناصر اجتماعي ناچارند خود را با اين واقعيت اجتماعي سازگار کنند بدين ترتيب نهاد خانواده دستخوش تغيير گرديده و نقش هاي والدين نيز متحول شده است زنان وارد فعاليت هاي اجتماعي بيشتر در مقايسه با گذشته شده اند و در تامين نيازهاي اقتصادي خانواده ايفاي نقش مي کنند با برخورد افراد نسبت به نقش هاي جنسيتي دگرگون شده به طوري که امروز ديگر از مادران انتظار مي رود که صرفا در خانه باشند و به امور خانه داري و فرزند پروري مشغول شوند و نه به پدران به عنوان افرادي که مسئوليت تام و تمام تامين نيازهاي اقتصادي خانواده را بر عهده دارند نگريسته مي شود در حال حاضر نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل می دهند ،اما درصد کمی از این تعداد در مقایسه با جمعیت مردان به عنوان نیروی فعال جامعه مشغول به کار باشد از سال 1979که کنوانسیون رفع تبعیض از زنان و تساوی حقوق زن ومرد در زمینه های اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی،واقتصادی در سازمان ملل مورد توجه وتقویت قرار گرفت زمان زیادی گذشته است وطی این مدت دهها کنفرانس در خصوص رفع تبعیض از زنان در شهرهای مختلف جهان از جمله پکن ،ریو ،وین ،قاهره ،وکپنهایت برگذار شدکه همگی آنها بر تقویت نقش زنان در جامعه در ابعاد مختلف تاکید داشتند اما در عمل موفقیت چندانی بدست نیامده است .در این مدت در کشور ما نیز قوانین و لوایح فراوانی برای تثبیت حقوق زنان به تصویب رسید در چند سال اخیر در خصوص ایجاد اشتغال برای زنان توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی ودر دوره ششم وسازمان های غیر دولتی گامهای اساسی برداشته شده است زمانی که فعالیت های واقدامهای صورت گرفته درکشور مادر راستای تثبیت حقوق زنان وایجاد اشتغال برای انان را با فعالیت های سایر کشور ها در این زمینه مقایسه می کنیم در می یابیم کشورمان در چند سال گذشته به موفقیت های مطلوبی دست یافته است اما بااین حال باز هم تنها سهم اندکی از نیروی کار فعال جامعه به زنان اختصاص دارد آیا با این فعالیت های سازمان های دولتی و غیر دولتی سهم نیروی کار زنان در جامعه به نسبت جمعیت فعال آنان در کشور افزایش خواهد یافت ؟ مهدی مسائلی یکی از فعالان سازمان غیر دولتی ngo در زمینه های سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی ،و اقتصادی بدست خواهد آمد درحال حاضر باقوانینی که درخصوص ایجاد اشتغال برای زنان به تصویب رسیده است ،در آینده شاهد افزایش سهم نیروی کار فعال زنان در جامعه خواهیم بود.علاوه بر تصویب قوانین برای ایجاد اشتغال زنان واجرای عملی آن خود زنان نیز بایستی با خود باروری و خلاقیت ها ابتکارهای خود برای اشتغال کمک کنند واز سوی دیگر مردان نیز باید پذیرای حضور زنان در جامعه باشند زنان به خاطر برخی از مشکلات مضاعف ومحدودیت ها کمتر در بازار کار ایران مشارکت دارند وتعداد زنان بیکار طبعا به نسبت کل بیکاران از مردان بیشتر است با تلاش هایی که در سال های اخیر انجام شده باید گفت به لحاظ قانونی وساختاری مشکلی برای اشتغال زنان وجود ندارد بلکه یک سری تفکرات موجود در جامعه که به لحاظ فرهنگی ،زیاد معتقد به حضور فعال زنان در جامعه نیستند،سبب شده جامعه شاهد مشارکت کمتر زنان باشد که ای امر البته نیاز به تلاش فرهنگی دارد. وی با اشاره این که در زمینه های مختلف از جمله تحصیلی وقتی که فرصت برابر زنان ومردان برای بروز خلاقیت ها واستعداد هایشان داده اند می گوید زنان تاکنون با پذیرش مسئولیت ها در زمینه های فرهنگی ،هنری وپژوهشی شایستگی های خود را در مدیریت های مختلف نشان داده اند راکعی معتقد است پس از انقلاب تلاش زیادی شده تا زنان مشارکت بیشتری در جامعه داشته باشند و زنان نیز با توجه به خود باروری و اعتماد به نفس بالا توانستند با پذیرش مسئولیت نقش خود رادر حیطه وظایف کاری به خوبی ایفا کنند راکعی معتقد است: سازمان های مختلف ،اعم از دولتی وغیر دولتی نیز بایستی با تلاش و همکاری یکدیگر بتوانند زمینه را برای ایجاد اشتغال زنان در جامعه فراهم کنند تا مردان وزنان با همکاری یکدیگر و مشارکت در امور توامان به پیشرفت جامعه در عرصه های مختلف کمک کنند (ماهنامه کانون اصلاح و تربیت ص 10 ) جنسیت و اشتغال تاکید سنت مرد سالاری در این بر نقش های مادری و خانه داری زنان ، همواره به عدم ضرورت و ابهام احتساب کار خانگی و مشاغل غیر رسمی آنان در عرصه تولید ناخلص ملی و درآمد خانواده انجامیده است ،و این در حالی است که کارکرد های اشتغال زنان می تواند حاوی منافعی برای خود ایشان (افزایش اعتماد به نفس و حق انتخاب در نتیجه استقلال بسبی مالی ، جامعه پذیری شغلی ، مشارکت پذیری در سازمان تولید رسمی ) خانواده ( جامعه پذیری کودکان ، بازسازی فضای مردم سالاری در خانواده و جامعه ( رشد رمینه های برابری جوئی و تحقق جامعه مدنی ) باشد (محمدی اصل عباس ص 162) جنسیت و گرایش به مشارکت نقش اجتماعی به منزله رفتار ، کردار ، وظیفه و کار معینی است که فرد در ساخت جامعه بر عهده می گیرد ، چنانچه که به عنوان مثال می توان از نقش سنتی خانه داری یا کودک پروری زنان سخن گفت به علاوه نقش اجتماعی چونان وظیفه فرد در سازمان جامعه با قضاوت های پایگاهی دیگران از حیث شان و حیثیت نیز مواجه می شود به طوری که در این شرلیط مثلاً نقش جنسیتی ، پایگاههای متفاوتی برای زنان و مردان می آفرینند و از این رهگذر مسئولیت هایی را بر مبنای انتظارات دیگران متوجه آنان می نماید .(محمدی اصل عباس ص 162)
ارتباطات همگانی رسانه های همگانی- روزنامه ها، مجلات ،سینما و تلویزیون- اغلب در ارتباط با سرگرمی در نظر گرفته میشود، و بنابراین در زندگی اکثر مردم نسبتا کم اهمیت قلمداد می گردد چنین دیدگاهی کاملا گمراه کننده است ارتباطات همگانی در بسیاری جنبه های فعالیت های اجتماعی ما دخالت دارد.وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه هایا تلویزیون تاثیر فراگیری بر تجربه ما دارند این امر تنها به این علت نیست که آنها بر نگرشهای ما به شیوه های خاصی تاثیر می گذارند،بلکه از ان رو ست که آنها وسیله دسترسی به اطلاعاتی هستند که بسیاری فعالیت های اجتماعی به آن بستگی دارد(آنتونی گیدنز ص 483) مشارکت زنان ايران در عرصه هاي گوناگون جامعه خانواده: يافته هاي پژوهشي حاکي از آن است که با کاهش ميزان با روي و کوچک شدن بعد خانواده شاهد تغيير نگرش جامعه نسبت به کار زنان در خارج از خانه هستيم در مراکز شهري و مراکز شهري و مراکز استان ها اين تغيير نگرش به سود حضور بيشتر زنان اتفاق افتاده است و زنان زودتر آمادگي حضور در فضاي عمومي و اعلام کرده اند اما سرعت مشارکت مردها در کارهاي خانه کندتر است. در نتيجه تغيير نگرش به طور کامل صورت نگرفته است کتاب بررسي آگاهيهاي نگرش هاورفتارهاي اجتماعي فرهنگي در ايران نشان مي دهد که تمامي جوانان بر کاهش قدرت پدر، منظور رئيس خانواده تاکيد دارند با افزايش سن به طور مستمر منظم و بي هيچ وقفه گرايش به قدرت مرد در خانه روبه فزوني است اگر گرايش کنوني جوانان وضعيت آينده جامعه تلقي مي شود بايد هرروز شاهد رشد روز افزون فرايند دموکراسي در خانه هاي ايراني باشم درمورد نحوه اعمال قدرت در خانواده به نظر مي رسد جامعه به سوي همگرايي و رفع تبعيض مي رود زن ديگر با کلمات رکيک ناميده نمي شود خانواده هاازداشتن فرزنددختر احساس حقارت نميکنند پايگاههاي واگذار شده به مرد و زن در جهت پايگاههاي مکتب آنان در حال تغيير است(مرکز مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران ) عرصه هاي عمومي در دهه 1380 شاهد حضور بيشتر زنان در عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي هستيم هرچند در اوايل دهه 1360 نوعي خانه نشين اجباري تجربه شد، ولي به جهت حضور در انقلاب خانه نشيني را بر نتابندند و با مشارکت در عرصه هاي مذهبي و جنگ زمينه هاي حضور خود را در عرصه هاي عمومي تثبيت کردند به طوري که در عرصه هاي فرهنگي شاهد خلق آثار هنر، مديريت و کارآفريني بيشتر زنان هستيم ولي هنوز محدوديت هاي عرقي و اجتماعي مشارکت پررنگ زنان را در اين عرصه با مانع مواجه مي سازند(مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران) در عرصه هاي اجتماعي در عرصه هاي اجتماعي مشارکت مدني و داوطلبانه زنان در حال افزايش است به طوري که تعداد سازمان هاي غيردولتي زنان از 55 سازمان در پايان سال 75 به 28 سازمان در پايان سال 80 رسيده است جنبش اجتماعي فمينيسم هرگاه که زندگي زنانه با جامعه عجين شده و بخشي از حيات اجتماعي همگان گرددجهان براي همه ما امکان امن تر و انساني تر خواهد داشت نظريه هاي جامعه شناسي يکي از مهمترين جنبش هاي اجتماعي که در قرن بيستم شکل گرفت جنبش فمينيسم است. جنبش فمينيسم با شعار دفاع از حقوق زنان به شکل گسترده اي در کشور اروپايي بسط و توسعه يافت هدف اساسي شکل گيري چنين جنبشي ايجاد يک توازن در حقوق بين مردان و زنان بود و تئوري اساسي تشکيل جنبش اين بود که در يک جامعه که مردان تمام پست ها را در اختيار دارند حقوق زنان در اين جامعه به شکل گسترده ناديده گرفته مي شود اين جنبش متاثر از انديشمندان و متفکران غربي سعي در سازمان دهي خود و تئوريزه کردن اصول خويش است نظريه فمينيستي در صدد است تا الگويي از تجربه بشري رااز ديدگاه طرفداري از زنان ارائه دهد تبيين تفاوت هاي جنسي نيز بر کارکردهاي متمايز زنان در زائيدن و مراقبت از کودکان تاکيد مي نمايد
همين مسئوليت مادر بودن را بايد عامل تعيين کننده در تقسيم کار جنسي گسترده تر دانست که زنان را عموما به کارکردهاي همسري، مادري، و به حريم خصوصي خانه و خانواده و در نتيجه به يک رشته رويدادها و تجربه ها محدود مي کنند فمنيسم ، چه عنوان يک جنبش اجتماعي و چه به عنوان مجموع انديشه هاي که به چنين جنبشي مشروعيت مي بخشد نمونه اي از يک واکنش جمعي است اگر بپذيريم که پيش شرط شکل گيري کنش جمعي به نام يک گروه اجتماعي خاص به احساس وجود يک هويت مشترک و احساس يگانگي با آن هويت است بايد دريابيم چه عواملي باعث شکل گيري چنين حس هويتي در ميان زنان شد جنسيت نيز همانند قوميت، نژاد، رنگ و از بنيان هاي اوليه هويت بخش محسوب مي شود اما اين بنيان اوليه به هويت فعالي شکل نمي دهد و به عبارت ديگر هويت جمعي به عنوان زن صرف نظر از اين که زنان به طور منفرد خود را به عنوان زن تعريف مي کنند در هر شرايطي شکل نمي گيرد و قرار گرفتن در يک نقطه پيوند تاريخي براي ايجاد هويت مشترک لازم است با توجه به اينکه زنان برخلاف اکثر گروههاي اجتماعي ديگر متکي بر هويت هاي اوليه در انواع شکاف هاي اجتماعي اوليه و ثانويه، در هر دو سوي اين شکاف قرار دارند از طبقات فرادست و فرودست، نژادهاي مختلف ،قوميت هاي مشترک در گروههاي مختلف خوشه بندي شده اند و پيوستگي هاي مختلف آن ها را متمايز مي کند
عوامل فرهنگي، اجتماعي موثر در مشارکت محدود زنان نقش شغلي زنان به عنوان نقشي جديد در مقايسه با نقش هاي سنتي همسري و مادري زنان مطرح و براي آن پيامدهاي مثبت و منفي برشمرده مي شود. عوامل متعددي مي توانند بر احراز نقش شغلي زنان يا عدم آن و ادامه يا ترک موثر واقع شوند. اولويت دادن به نقشهاي سنتي در مقابل نقش جديد شغلي زنان در جامعه و فرهنگ ايراني و به ويژه اهميت آن در ديدگاه زنان، وجود نگرش منفي مردان نسبت به نقش شغلي زنان و تاثير عمده اي ممانعت هاي برخي مردان از شروع به کار يا ادامه اشتغال همسرانشان، شرايط نابرابري شغلي و درآمد زنان و مردان در بازار کار،ابراز ناخرسندي شوهران نسبت به کارکردن زنان شاغل، احساس تعارض نقش در مورد مادران شاغل که در نتيجه شرايط اجتماعي فرهنگي مذکور پديد آمده وبعضا منجر به مشکلات سلامت رواني و جسماني براي زنان شاغل مي گردد. در فرهنگ جامعه ايراني بر نقش هاي سنتي تاکيد ويژه هاي وجود داردو از اهداف فرهنگ جامعه ما در مورد زنان مادر خوب و همسر خوب بودن است. بسياري از زنان ايراني نقش مادري را مهمترين نقش خود در زندگي مي دانند .چنين تفکري به ويژه در شرايط دشوار اقتصادي نظير موقعيت زنان سرپرست خانوار تشديد مي گردد برخي نويسندگان زن ايراني نيز معتقدند گرچه زن امروزين با فعاليت هاي اجتماعي اش مي کوشد تا ارزش ها و قابليت هاي حقيقي خويش را تحقق بخشد، ليکن اين امر نمي بايستي به سهل انگاري وي در مورد نقش هاي اصلي اش که همانا همسري و مادري بيانجامد در نظر آنها يک مادر شاغل در واقع يک زن خانه دار است که مهمترين مسئوليت هايش همچنان همسري و مادري است، اشتغال زنان هنوز در بسياري از جوامع از جمله ايران در نظر بسياري با ديدي منفي و انتقادي نگريسته مي شود از سوي ديگر به دليل نيازي که جامعه به کار زنان در مشاغلي که زنانه ناميده مي شوند از قبيل معلمي – پرستاري و نان و همچنان به فعاليت و ايفاي نقش هاي اجتماعي خود ادامه
دهند در کل به نظر مي رسد زندگي زنان در جامعه ايراني تا حدود زيادي از رفتار طرز تفکر و نگرش مردان پيرامونش متاثر مي شود خواه پدر خانواده که بر ميزان و نوع تحصيلات دخترش و يا ازدواج غالبا زودرس او ناظر است خواه شوهر که نظرش بر ادامه تحصيل همسر دامنه فعاليت اجتماعي و احراز شغل همسرش يا عدم آن تعيين کننده مي نمايد به ويژه که در قوانين ايران شوهر قادر است از اشتغال به کار همسرش جلوگيري کند با تاکيدي که در جامعه و نيز خانواده بر تفکيک نقش هاي زن و مرد وجود دارد احساس گناه و تقصيري که براي برخي از مادران شاغل تصور کوتاهي نسبت به انجام وظايف مهم تر پديد مي آيد مي تواند آنها را به سمت ترک شغل يا کاهش فعاليت و انجام کارهاي پاره وقت يا نيمه وقت که کارايي پاييني دارد سوق دهد بدين ترتيب برخي از زنان حتي با داشتن تحصيلات تجربه و تخصص کافي يا عملا وارد بازار کار اقتصادي نمي شوند يا پس از ازدواج يا تولد اولين فرزند از ادامه کار خويش باز مي مانند و از پرداختن به فعاليت هايي فراسوي نقش مادري و همسري اجتناب مي گردند در چنين شرايطي است که نگرش منفي شوهران نسبت به نقش شغلي همسرشان مي تواند مزيد بر علت شود و بر چنين روندي تاثير جدي باقي گذاردپرداختن به نقش هاي همسري و مادري در جامعه ايراني بي ترديد ارزش و جايگاه والايي دارد و مبتني بر نظام فرهنگي و ارزشي ديرينه جامعه دارد. آن چه نيازمند بذل توجه و عنايت بيشتر است اهميت و پايگاه ارزشي نقش شغلي زنان غالبا از نظر ها پنهان مانده يا عملا کمتر بدان توجه مي شود. در زمره پيامدهاي مثبت و امتيازات نقش شغلي براي زنان مي توان از عزت نفس بالاتر زنان شاغل برخورداري بيشتر آنها از حمايت هاي اجتماعي، احساس و تجربه مثبت ناشي از تحقق قابليت ها و استعداد هاي فردي، کسب درآمد و ارتقاي منابع مالي، در کنار کسب پاداش هاي عاطفي و رواني حاصل از گسترش دامنه فعاليت هاي اجتماعي و مشارکت بيشتر در صحنه ي اجتماع نام برد( شیرین احمد نیا ص 337) هدف مشارکت اجتماعی زنان : می دانیم که قشر قابل توجهی از جامعه را زنان تشکیل می دهند در جامعه اسلامی که زن محور کانون خانواده است و جامعه هدفی چون سیر به سوی کمال دارد ، نقش زنان بسیار متفاوت با جوامعی است که زنان آن محور کامجویی هواپرستان هستند و جوامع آنها هدفی چون توسعه لذات مادی را پیش رو دارند در نظام اسلامی زنان سنگربان ارزشهای اسلامی و انسانی هستند و لازمه تحقق این امر پرورش اسلامی و پیشتاز شدن در عرصه علم و فرهنگ و سیاست است و رشد ایمان و معرفت اسلامی در ایشان پشتوانه ای است بر بقای عزت دایمی اسلام حضرت امام(ره) همواره به جایگاه زن در سیاست و اجتماع اشاره کرده اند و می فرمایند زن مربی جامعه است از دامن زن انسان ها پیدا می شوندمربی انسان ها زن استسعادت وشقاوت کشورها بسته به وجود زن استزن مبداً همه سعادتها باید باشد توسعه اجتماعی و مشارکت : از نظر سازمان ملل توسعه اجتماعی افزایش ظرفیت نظام اجتماعی ،ساختار اجتماعی ، نهادها و خدمات سیاست ، بهره گیری از منابع زندگی مطلوب تر استکسب شخصیت اجتماعی و شهروند شدن در گرو مشارکت و خارج شدن از دایره امور شخصی و خصوصی است ، تلاشهای توسعه اجتماعی در هر کشوری باید متوجه مشارکت کامل زنان باشدزنان دارای نقشهای مضاعفی هستند زنان هم نقش انتسابی را در قالب استحکام بنیان و کیان خانواده ایفا می کنند و هم نقشهای اکتسابی را در قالب حضور در عرصه های مختلف جامعه ایفا می کننداز ویژگی های جامعه مدنی ویژگی مشارکت هرچه گسترده تر مردم در تمامی زمینه های زندگی و جامعه است هرچه ابعاد مشارکت گسترده تر باشد رشد و شکوفایی چشم گیرتر می شود عوامل و موانع مشارکت زنان: 1-زنان خود را دست کم می گیرند و به نیروی کار مردان حتی در مواردی که از نظر تخصص و تجربه هم شآن و همسان با آنها هستند بیشتر بها می دهند. 2ـ زنان غالباً در جهت افزایش اطلاعات خود در زمینه حقوق فردی ، خانوادگی و حرفه ای تلاش نمی کنند. 3ـ زنان در جامعۀ امروز ایران الگوی جذاب از زنان مدیر ومدبر در اختیار ندارد تا در پی خود سازی و کسب موقیعت های برتر بتشابند. 4- زنان که طی سالهای اخیر شاهد شدت گرفتن رفتار و بینش مردسالار در محیط های کاری بوده اند، پست و مقام را جزئ حقدق مطلقه مردان می دانند و انگیزه رقابت در وجودشان کمتر شده است 5 ـ کتابهای درسی در مقطع ابتدائی و راهنمایی و دبیرستانی در تغییر باور های غلط جامعه نسبت به زنان و بسیج آنها به سوی مشارکت نوشته نشده است 6 ـ زنان تحت تاثیر انواع تبلیغات در رفتار اجتماعی خود به شدت گرفتار وسواس و تردید شده اند و برای اعلام حضور آمادگی لازم را ندارند ، آنها حتی نمی دانند در وجه ئ وقار و متانت زن در شرایطی که زن و مرد باید در محیط های آموزش و کار در کنار یکدیگر تشریک مسائی کنند چگونه ارزیابی می شود (این مانع فرهنگی باعث می شود زنان غالباً در محافل آموزشی و شغلی ساکت بنشیند و از ترس خدشه دار شدن متانت در بحث ها و جدل ها شرکت نکنند و تابع بی چون و چرای سلیقه ها و عقاید مردانه باشند 7- در جامعه ایران ده میلیون نفر بی سوادند این روند منفی می تواند شرایط فرهنگی نا مناسب و باز دارنده در امر مشارکت زنان فراهم سازد . مدل مشارکت اجتماعی زنان موانع اجتماعی مشارکت زنان 1-فقدان ابزار و شيوه محاسبه كه بتوان به وسيله آن به هماهنگ سازي رفتارها متناسب با مباني و ارزش ها پرداخت در باب مشاركت اجتماعي زنان مشكل ما بر سر حاكميت الگو هاي مادي و تاثير ان بر شيوه مشاركت اجتماعي زنان است كه ناشي از مشكل فرهنگي مشكل نداشتن انديشه و تفكري است كه رفتارهاي اجتماعي را باارزش هاي اسلامي و طبييعت وجودي زنان هماهنگ سازي كنند 2-فقدان قوانين اجتماعي مناسب كشور در گذشته نظام داراي قوانين متناسب با انان بود و انها نيز از قوانين دنياي كفر سر مشق گرفته بودند هر چند پس از انقلاب در قوانين تغيراتي رخ داده است اما عامل قبلي مو جب شده كه اين قوانين هماهنگي متناسب با اصول و ارزشهاي اسلام وخلقت زنان نداشته باشد 3- فقدان ساختارهاي اجتماعي و روابط سازماني مناسب با مشاركت اجتماعي زنان اين امر نيز خود متاثر از دو عامل قبل است و چنان چه اين روند ادامه يابد در دراز مدت فاصله ها از نقطه مطلوب روز به روز بيشتر خواهد و بازگشت از اين مسير نا ممكن تر ب-اقتضاعات طبيعي 1- تفاوت مشاركت زنان با مردان در خلقت طبيعت زن رقت و رافت است و طبيعت مرد قدرت زن مظهر جمال است و مرد مظهر جلال در مساله مشاركت نيز اين خصلت طبيعي زن مي بايستي مد نظر باشد در واقع در مشاركت اجتماعي محدوديت موضوعي براي زنان وجود ندارد و در همه عرصه هاي اجتماعي اعم از سياسي اقتصادي فرهنگي ومي توانند وارد عمل ميشود منتهي تفاوت در نوع حضور انان است 2-نقش خانوادگي زن به دليل تفاوت هايي كه در خلقت زن با مرد وجود دارد نقش هاي خانوادگي متفاوتي نيز به ايشان محول شده است چنان چه زني مقيد به انجام دادن وظايف و نقش هاي خانوادگي خود باشد حجم قابل ملاحظه اي از توان جسمي و روحي او به اين امور اختصاص مي يابد اما با توجه به توسعه علوم و تكنولوژي چه بسا وسايل و شرايطي فراهم ايد كه به تدريج زن بتواند بخش قابل ملاحظه اي از اين مسئوليت ها را سريع تر و آسان تر انجام دهد و يا بخشي از آنها را به نهادهاي اجتماعي محول كند ج- راهبرد هاي عملي مشاركت زن 1-ضروري است كه انديشمندان اسلامي با حضور در عرصه هاي برنامه سازي شيوه مناسب با الگوي هاي اسلامي را در زمينه مشاركت زنان را تدوين كنند 2-در گام بعدي مي بايستي بسياري از قوانين جامعه به گونه اي متحول شود كه زنان بتوانند با ارامش خاطر در عرصه اجتماع گام نهند .براي حصول معناي مورد نظر ضروري است تا ضوابط حاكم برنظام آموزشي كاري و مديريتي به صورت بنيادين متحول شود 3- پس از برنامه ريزي ها و تخصص اعتبارات لازم مي بايستي نهاد هاي مشاركتي مخصوص زنان كه زمينه حضور آنها در همه عرصه هاي اجتماعي و در همه مراحل تصميم گيري تصميم سازي و اجرافراهم مي نمايد تاسيس شود نقش سیاسی اجتماعی زنان: تاریخ بشر سرشار از ستم های بی شماری است که قدرتمندان و جباران علیه محرومان و مظلومان اعمال کرده در این میان زن علاوه بر این ظلم ها گرفتار ظلمی مضاعف بوده است زیرا غالباً به صورت عنصری ضعیف پست نامیمون و یا حداقل قابل ترحم – کرامت وی نادیده گرفته شده است تا آن جایی که حضرت امام می فرمایند عصر حاضر ،عصز جاهلیت جدید می باشد و زنان نیز از عواقب آن مصون نیستند صرف نظر از دوره کوتاهی که در صدر اسلام که زن تا حدودی ارج و منزلت حقیقی خود را بازیافت و مجدداً با تجدید حیات نظام های دینی با رنگ و لعاب خلافت اسلامی آغاز گردید جایگاه و منزلت زن نیز دستخوش برداشت های متحجرانه از اسلام شد با عنایت به ملاحظات فوق فروغ اندیشه امام خمینی (ره) در احیای هویت اصیل زن مسلمان بهتر شناخته می شود،و تجلی آن در احیای هویت زن مسلمان با الهام از کوثر زلال معارف اسلامی را در انقلاب اسلامی شاهد بودیم و زنان به گونه ای به صحنه آمدند که تحلیل گران غربی <انقلاب ایران >را به انقلاب چادرها لقب دادندنا گفته نماند که زن مسلمان در دیدگاه حضرت امام به شکل مستقیم و غیر مستقیم در صحنه های مختلف سیاسی –اجتماعی دارای نقش اساسی و کلیدی استفراوانی مطلق این نقش در میان بیانات امام خمینی 536 مورد است رهبر کبیر انقلاب در مورد مشارکت زنان در عرصه های سیاسی می فرمایند: زنان در تمامی ابعاد و شوءون اجتماعی باید دخالت داشته باشند همانند مردان و جامعه تنها به دست مردان نمی تواند آباد و درست گردد و در جای دیگری می فرمایند: خانمها حق دارند در سیاست دخالت کنند تکلیفشان این است نقش زنان ايران در توسعه با نگاهي به تاريخ متوجه مي شويم كه اصولا مجال و عرصه براي فعاليت زن وجود نداشته تا توقع حركتي نقش افرين و تاثير بخشي از زنان در گذشته ها جست وجو مي كنيم جامعه ايران به گونه اي بود كه به زن اجازه ورودو حضور و فعاليت در عرصه اجتماع را نمي داد.زن به دليل فرهنگ غالب در دالان ها نگه داشته شد بدين ترتيب سيادت مرد وعقب ماندگي زن به مرور در طول تاريخ تثبيت شد و زن به عنوان موجودي درجه دو عقب نگه داشته شده كه به ضعف خود مقرو راضي بودو مرد سازنده پيشرو فعال قهرمان و تاريخ ساز بود و بر اين پاشنه چندين و چندهزار ساله چرخيد و تاريخ جهان مشتمل بر مرداني است كه يا مي سازند و يا نابودمي كنند يا عيش مي كنند يا ستم يا عدالت مي ورزند يا جنگ يا تسليم به سازش مي شوند حتي درادبيات ملي هم كه زبان گوياي عمومي جامعه است زن به عنوان نماد سستي و ضعف و ترس قلمداد مي گردد ودر همه جا حتي در آثار اديبان و شاعران ديروز و حتي امروز او يك عنصر شكننده و ناپايدار و كم مقاومت است اگر كسي بخواهد سهم زنان را از سازندگي جامعه بشري نا ديده بگيرد در حقيقت نيمي از انسان هاي كره زمين را ناديده گرفته و خود به خود به نوعي اين جمعيت تاثير رااز گردونه هستي ساقط نموده است ولي تاريخ گواه روشني است كه هيچ بنايي بدون حضور زنان شكل نگرفته وهيچ تمدني بدون تاثير پذيري از عوامل مادران و دختران به وجود نيامده است زنان در نقش مادر و نقش خواهر بهترين ياوران مردان تاريخي بودند و گاه بزرگترين مردان تاريخ از مشاوره بهترين همسران و مادران بهره گرفتند يكي از انگيزه هاي زنان شوهردار براي قبول شغل، ميل شخصي زنان به گريختن از محيط به اصطلاح خسته كننده و كسالت اور خانه است زن جواني كه در طي روز از پسران و دختران خردسال نگهداري مي كند وقتي خستگي به او رو مياورد از وضع به اصطلاح مطلوب شوهر يا خواهر شوهر نكرده خود رشك مي برد پس آنها چقدر خوشبخت هستند كه حرفه اي خارج از محل زندگي دارند بي شبهه تنوع عوامل پيچيده رواني در بين طبقاط مختلف معناي متمايز خواهد داشت و چنين به نظر مي رسد كه بهبود وضع اقتصادي خانواده وپاسخ به نيازهاي روز افزون آن عامل اصلي گرايش زن به اشتغال است ميزان انگيزش جهت انجام هر فعاليت بستگي به قدرت نياز دارد انسان پيوسته در حال خواستن است و هيچ گاه به طور كامل ارضائ نمي شود از طرف ديگر تصور انسان نسبت به نياز و همچنين در نظر گرفتن هدف گرچه شرط لازم براي انجام فعاليت هست ولي شرط كافي ميزان دسترسي به لوازمي است كه بعضاً خارج از حيطه قدرت و تصميم گيري هاست زنان اولين افراددر خانه هستند كه صبح قبل از همه كار را شروع ميكنند و آخرين فرد هستند كه دست از كار مي كشند، دو سوم كارهاي انجام شده در جهان توسط زنان صورت مي گيرد در حالي كه تنها يك درصد درآمد جهاني به آنان تعلق دارد(پیام زن ،1373 ،شماره 1) گسترش فعالیت های اجتماعی زنان باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت: مشارکت زنان نسبت به گذشته از روند روبه رشدی برخوردار بوده اما نظام جمهوری اسلامی باید برا ی حضور بیشتر و با اهمیت زنان درعرصه فعالیتهای اجتماعی ، بازهم بهای بیشتری پرداخت کند واین امر را در برنامه ریزی 20 سال آینده کشور مورد توجه قرار دهد. منیره نوبخت درگفتگو با خبرنگاراجتماعی خبرگزاری مهر با بیان این مطلب گفت: با توجه به اینکه حضور ومشارکت زنان به عنوان یکی از اهداف مهم واساسی انقلاب مطرح بود وامام راحل نیز به این مطلب توجه خاص داشتند بنابراین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای اولین باراین امربا جدیت مورد توجه قرار گرفت بطوریکه طی این سالها شاهد روند روبه رشد وافزایش مشارکت زنان درعرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی، اقتصادی وعلمی بوده ایم.وی افزود: این امر بدین معنا نیست که به طور کامل به اهداف خود دست پیدا کرده ایم ، بخشی از اهداف وآرمانها هنوز محقق نشده وباید با مشخص کردن نقاط قوت وضعف ، داشتن ارزیابی دقیق از وضعیت موجود زنان وهمچنین با تلاش ، هدف گذاری وبرنامه ریزی به سمت رسیدن به اهداف مورد نظر حرکت کرد. وی با اشاره به مشکلات موجود زنان، خاطر نشان کرد: طبیعی است برای رسیدن به اهداف یکسری مشکلاتی وجود داشته باشد اما این به معنی قرار گرفتن زنان دروضعیت خاص واستثنایی نیست ، حضور زنان در هر دوعرصه اجتماعی وخانوادگی حائز اهمیت است و باید بتوانند با موفقیت از عهده کارهای خود برآیند بنابراین کار آنها تا حدودی مشکل می شود وتحقق این امر نیاز به برنامه ریزی وتدابیر خاص از سوی زنان دارد. رییس شورای فرهنگی اجتماعی زنان تاکید کرد: در کل زنان برای حضور در اجتماع ومشارکت با مشکل جدی مواجه نیستند، افزایش تعداد دختران در دانشگاهها ، افزایش زنان داوطلب ورود به مجلس شورای اسلامی ، شورای های شهر و افزایش تشکلهای غیر دولتی زنان ، نشانه بالا رفتن سطح آگاهی ودانش دختران وهمچنین مناسب بودن فضای جامعه برای فعالیت آنها است . نوبخت گفت: نگرش وتفکرمردان ومردسالاری نیز نسبت به زنان در مقایسه با گذشته تفاوت پیدا کرده است ودیگر مشکلات ومحدودیتهای قبل برای فعالیت زنان وجود ندارد ومردان نیز حضور زنان را پذیرفته اند. وی افزود: نظام جمهوری اسلامی باید برا ی حضور با اهمیت زنان درعرصه فعالیتهای اجتماعی ، بازهم بهای بیشتری پرداخت کند واین امر را در برنامه ریزی 20 سال آینده کشور مورد توجه قرار دهد.(روزنامه مهر 1383) فصل سوم پیشینۀ تحقیق بر اساس تحقیقی که در دانشگاه تربیت مدرس ، دانشکده علوم انسانی توسط خانم سهیلا جلالی کندری در مورد مشارکت اجتماعی زنان در سال 1379 انجام گرفته شده است . جامعه انسانی فراهم آمده از انسانها ست و زن نیمی از پیکرۀ جامعه انسانی را تشکیل می دهد . اما از دیدگاه اسلام زن تا چه اندازه در جامعه زمینۀ نقش آفرینی دارد و محدوده مشارکت اجتماعی زنان و حضور عینی آنان در جامعه تا کجاست؟ آیا مرد می تواند همسر خویش را از مشارکت در امور مختلف اجتماعی باز دارد ؟ با اینکه موضوع مشارکت اجتماعی از اهمیت ویژه بر خوردار است ، اما با نگاه همه جانبه و دقیق مورد پژوهش قرار نگرفته است . ما مسئله را از زاویۀ عقل ، قران و حدیث بررسی کردیم و در نهایت به نقد نظرات مخالف پرداختیم . در این پژوهش به نتایج اساسی ذیل دست یافتیم . 1- عقل مشارکت همه جانبۀ زنان را تائید می کند . 2- قران و حدیث همواره زن و مرد را دارای هویت واحدی می شمرد که هر دو به یکسان قابلیت استکمال و رشد دارند . 3- زنان از دو جنبۀ انسانی و مونث بودن برخوردارند . شریعت اسلامی در روابط اجتماعی بر بعد انسانی تکیه دارد و آن را قابل تفکیک از زنانگی محض می داند . و به منظور تفکیک این دو ، در هنگام حضور در جامعه رعایت آدابی را برای زن و مرد مقرر کرده است . 4- هر انسانی که از لحاظ علمی و عملی و جسمی توانایی لازم برای به عهده گرفتن مناصب مختلف را داشته باشد ، می تواند به این امور بپردازد و اسلام تفاوتی بین زن و مرد در این امور قائل نشده است . تحقیق دیگری با عنوان بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی زنان توسط خانم لیلا عظیمی پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه شیراز در سال 1380 صورت گرفته است . چکیده: هدف از این تحقیق برسی عوامل موثر بر شرکت اجتماعی زنان می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهدکه بین شاخصهای پایگاه اقتصادی (درآمد و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی)و جهت گیری احساسی رابطه مثبت و معنا داری وجود ندارد. همچنین مشاهده شد که بین شاخصهای پایگاه اجتماعی ( شغل، تحصیلات، گسترۀ شبکۀ ارتباطی و سنت گرایی) و جهت گیری ارزش یابانه( به جز گسترۀ شبکۀ ارتباطی ) رابطه های مثبت و معنی داری وجود دارد. روش شناسی در این فصل به بحث درباره روش و داده های جمع آوری شده در این پژوهش می پرداریم در بخش اول ، وسایل اندازه گیری و فرایند توسعه آنها و ابعاد هر یک از این وسایل مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. در بخشهای بعدی این فصل به ترتیب پیش آزمون وسیله اندازه گیری، نمونه و واحد آماری محیط پژوهش ، تعریف عملیاتی مفاهیم بحث و بررسی می شود این پژوهش از نوع پژوهش عملیاتی است و از دو بخش تشکیل شده است . بخش اول دیدگاهها و نظریات علمی صاحب نظران و پژوهش هایی که تاکنون در این حوزه انجام شده است این قسمت از روش کتابخانه ای استفاده شده است، که با مطالعات اسناد و مدارک، پایان نامه ها و کتاب ها و مجلات مختلف کلیه منابعی که به نوعی به مشارکت اجتماعی و بحث زنان مربوط می شدند ،گردآوری و مورد بحث و بررسی قرار گرفت در قسمت دوم مربوط به عملیات میدانی پژوهش که مبتنی بر روش پیمایشی می باشد ،با استفاده از تکنیک پرسشنامه به گردآوری اطلاعات و داده های مربوط به این پژوهش اقدام شد. در این پرسشنامه برای شناسایی شاخص های مختلف مربوط به مشارکت اجتماعی از6 بعد در گویه های متعددی استفاده شده است، که این گویه ها در قالب طیف پنج قسمتی لیکرت مطرح نموده ایم : معرفی کلی وسیله اندازه گیری و جمع آوری داده ها در این تحقیق جهت اندازه گیری متغیر ها و جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است که در آن سوالات به گونه ای طراحی شده است که طیف های پنج قسمتی را ارائه می کند و نظر افراد دربارۀ آنها پرسیده می شود . پس از جمع آوری نظرات افراد ، نمرات آنها محاسبه می شود. جامعۀ آماری ، نمونه و واحد آماری جامعه آماری این پژوهش شامل کلیۀ زنان زندان بان استان تهران در مناطق ، (ادارۀ کل ، ندامتگاه اوین ، ندامتگاه فردیس ، اردوگاه کار در مانی قرچک ، کانون اصلاح و تربیت ،مرکز مراقبت بعد از خروج ، ندامتگاه کرج ، زندان رجائی شهر ، ندامتگاه ورامین ) می باشند که واحد آماری این پژوهش ، زنان منتخب از جامعه آماری مورد بحث می باشد که با توجه به متغیر های تابع پژوهش زنان بالای 18 سال را شامل می شود.
تعریف عملیاتی مفاهیم و ابزار دراین پژوهش لازم است برخی مفاهیم بصورت عملیاتی تعریف شود در این قسمت به آن پرداخته می شود مشارکت اجتماعی: حضور در مجموعه ای از فعالیت های مدنی، حمایتی، انقلابی، محلی و فرهنگی ـ تفریحی و... مشارکت اجتماعی محسوب می شود در این پژوهش سؤالاتی که برای سنجش میزان مشارکت اجتماعی تدوین شده است در طیف های پنج قسمتی طراحی شده است که توسط مجموع نمره ای که هر پاسخگو از این پرسشها بدست می آورد مشارکت فرد تعیین می شود نظم گرایی : گویه هایی که گرایش به نظم را در افراد نشان می دهند از طریق طیف پنج قسمتی(خیلی مخالف، مخالف، موافق، خیلی موافق، تا حدودی موافق )اندازه گیری شده است گویه های مربوط به این شاخص عبارتند از : 1- بدون نظم کاری پیش نمی رود 2- نظم سبب آرامش می شود جمع گرایی: نظر افراد را در مورد چند گویه که نشان گر جمع گرایی می باشد پرسیده شده است نمره افراد طیف 5 قسمتی از (خیلی مخالف ، مخالف و...)ثبت شده است این گویه ها : 1-فرد در کارهای جمعی رشد می کند 2-در شرایط فعلی کارها به تنهایی پیش نمی رود 3-احترام به حقوق دیگران به نفع جامعه است تقدیر گرایی: گرایش افراد به قضاو قدر الهی و اینکه اراده و توان افراد در شکل گیری بسیاری از اعمال تا چه حد موثر است در این پژوهش توسط گویه های زیر بدست آمده است : 1-بخت و اقبال در موفقیت فرد دخالت دارد 2-اعتقاد به جبر خود اثر بخشی: این متغیر توسط گویه هایی که نظر فرد در باره ی خودش وتاثیری که می تواند گذارد سنجیده شده است به شرح زیر می باشد: 1-زنان می توانند در هررشته که بخواهند تحصیل کنند 2- توانایی لازم رابرای غلبه بر مشکلات دارند 3-شمانمی توانید در جامعه موثر باشید 4-هرزنی حق دارد تصمیم گیرنده اصلی در ازدواجش باشد نگرش نسبت به جنس: برای سنجیدن نگرش نسبت به جنس (زن و مرد) سعی شده است گویه هایی که نقش های کلیدی را معرفی می نمایند،انتخاب شوند ونظر افراد درباره آنها پرسیده شود سپس نمره هر فرد در هر گویه ثبت شود 1-برابری زن ومرد با فرهنگ جامعه ما سازگار نیست 2- در کشور ما زنان کمتر از مردان در سرنوشت خود تاثیر دارند 3-زنان می توانند شغل های مردان را داشته باشند رقابت جویی: تاثیر برخی ویژگی ها در مشارکت و فعالیت ها افراد بسیار چشمگیر است رقابت جویی از جمله این ویژگی هاست در این پژوهش برای سنجیدن این ویژگی گویه های زیر طراحی شده اند این گویه ها نیز در طیف های 5 قسمتی ارائه شدند: 1- رقابت باعث رفع نقاط ضعف می شود. 2- برای رسیدن به خواسته ها باید با دیگران رقابت کرد. - با رقابت با دیگران نمی توان به جایی رسید. فصل چهارم یافته های پژوهش در این فصل یافته های تحقیق ارائه می شود . در بخش اول این فصل ابتدا ویژگی های کلی پاسخگویان یافته های تو صیفی از جمله سن، تحصیلات ، وضعیت تاهل، بعد خانوار و ... توصیف می شود . و در بخش دوم یافته های تحلیلی ازگویه های رضایت شغلی ، رقابت جویی ، جمع گرایی ، تقدیر گرایی ، ویژگی فردی و خانوادگی و مشارکت اجتماعی بررسی می شود فصل پنجم نتیجه گیری مشارکت اجتماعی از مهمترین ارکان لازم برای یک جامعه توسعه یافته می باشد که تنها از طریق تربیت وپرورش نیروی انسانی جامعه و در دسترس بودن لوازم آن حاصل می شود . زنان به عنوان نیمی از جمیعت جامعه و نیز به عنوان تربیت کننده نیمه دیگر جامعه ( جامعه تشکیل شده است از زنان و فرزندانشان ) از مهمترین و اصلی ترین راههای رسیدن به این مهم می باشند. جامعه باید در مسیری حرکت کند که این پرورش و لوازم مورد نیاز آن در اختیار نیروی انسانی قرار بگیرد . هدف از این پژوهش بررسی میزان مشارکت اجتماعی زنان و جامعه آماری این مطالعه 152 نفر از زنان استان تهران و مقایسۀ بین زنان کارمند و زنان مراقب( افراد زندان بان که با زندانیان در تماس هستند وکار نوبتی انجام می دهند) صورت گرفته است . و سن افراد از 22تا 64 ساله و بیشترین گروه سنی کمتر از 30 بودهاست . یافته های تحقیق نشان می دهد تفاوت نگرشی بین زنان کارمند وزنان مراقب مشاهده نمی شود . در این پژوهش بیشترین فراوانی میزان تحصیلات در گروه افراد دارای دیپلم می باشد در حدود 3/42 % افراد دارای مدرک دیپلم هستند. و در این رابطه تحصیلات بالا بیشترین تاثیر را بر میزان نگرش دارا می باشد و 6/72% افراد متاهل هستند. یافته ها نشان می دهد داشتن فرزند بیشتر مانع مشارکت اجتماعی زنان می شود. برای بدست آوردن میزان استفاده هر فرد از رسانه ها، از افراد مورد مطالعه در مورد میزان استفاده از رسانه ها ی جمعی سؤال شده است و مشخص شد بیشترین میزان استفاده فرد در شبانه روز رسانه جمعی تلویزیون می باشد در حدود 92% زنان تلویزیون نگاه می کنند . و اکثریت آنها موافق هستند که تلویزیون می تواند بر الگوهای زندگی تاثیر بگذارد و بیشترین تاثیر تلویزیون بر تنظیم کردن فعالیت های مردم است و تلویزیون باعث بالا رفتن اطلاعات و افزایش فعالیت های اجتماعی است و می تواند تاثیر عمیق بر رفتار اجتماعی فرد بگذارد و نتیجه این که رسانه های همگانی می توانند به همکاری و مشارکت مردم در امر توسعه کمک کند . با توجه به گویه های 6 قسمتی که شامل رقابت جویی ، جمع گرایی ، تقدیر گرایی ، ویژگی های فردی و اجتماعی و رضایت شغلی و مشارکت اجتماعی ، موضوع مشارکت اجتماعی از اهمیت ویژه برخوردار است، این زنان در جامعه تا چه اندازه زمینۀ نقش آفرینی دارند و محدوده مشارکت اجتماعی زنان و حضور عینی آنان در جامعه تا کجاست؟ با توجه به اهمیت موضوع به نتایج زیر می رسیم: زنان مشارکت اجتماعی جدی ندارند اکثریت آنان در راهپیمایی ها و تظاهرات و انجمن ها شرکت دارند و امکان شرکت در فعالیت های اجتماعی به علت محدودیت های مختلف را ندارند.بیشتر زنان با مشارکت اجتماعی زنان موافق هستند ولی به دلایل مختلف ، داشتن فرزند ، مسئولیت خانه و شاغل بودن و عدم همکاری مردان و... نمی توانند در فعالیت های اجتماعی شرکت داشته باشند و تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نمی شود . ومی توان فرضیه را پإیرفت . در مورد گویۀ تقدیر گرایی زنان به تقدیر گرایی اعتقاد دارند و تفاوت معنی داری بین دو گروه مراقب و غیر مراقب وجود ندارد . . در مورد گویۀ ویژگی فردی و خانوادگی مشخص شد نظر افراد با توجه به فرهنگ خانوادگی ، نظرات متفاوتی دارند . در مورد جمع گرایی نظرات متفاوتی وجود دارد و تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده می شود . و بین دو جامعه تفاوت معنی داری وجود دارد . در مورد گویۀ رقابت جویی تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نمی شود و فرضیۀ صفر مبنی بر عدم وجود تفاوت در رقابت جویی در دو گروه پإیرفته می شود . پیشنهادات همان گونه که در این پژوهش ملاحظه شد سهم مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی بسیار پایین بوده است که این زنگ خطری است که برای برنامه ریزان تا به عوامل مشارکت توجه کافی کنند . از سوی دیگر این پژوهش به ما نشان داد که در بین زنان مراقب تامینی و تربیتی استان تهران دیدگاه روشنی نسبت به مشارکت در فعالیت های اجتماعی وجود ندارد ، در این جریان لازم است به ضرورت آگاهی نسبت به مشارکت اجتماعی در بین زنان اشاره نمود . بسیاری از زنان نسبت به توانایی خود در شرکت برخی از این نوع فعالیت ها آگاهی ندارند و برخی دیگر انگیزه حضور در این فعالیت ها ندارند از سوی دیگر برخی از زنان نسبت به حضور در جامعه و اینکه این حضور لازم و ضروری است آگاهی ندارند برای رفع این مشکلات نیاز به برگزاری به کارگاههای مختلف آموزشی ـ فرهنگی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی به زنان در مورد نیاز به مشکلات همه جانبه کلیه افراد و نیروهای ( بالقوه و بالفعل ) جامعه کاملاً محسوس است . همچنین استفاده از پتانسیل اطلاع رسانی رسانه های جمعی در کلیه افراد جامعه به ویژه در بین زنان می تواند مجموعه آگاهی ها و اطلاعات افراد را غنی سازد و افزایش حضور زنان در فعالیت های اجتماعی را تسهیل نماید . با توجه به نتایج تحقیق پیشنهادات زیر را می توان بیان نمود : نیاز به انگیزه پیشرفت ، اقداماتی در جهت آگاه سازی و بالا بردن سطح آگاهی از جنبه های مثبت مشارکت اجتماعی ، توانا سازی ، رفاه بیشتر ، توجه به رفع موانع ناشی از نقش همسری – مادری ، تغییر طرز تفکر خانواده ها ، ایجاد شرایط لازم برای کاهش دشواری های نقشهای متعدد زنان ، تا زنان بتوانند در فعالیت های اجتماعی نقش بیشتری داشته باشند .
|
|
|
|